تبلیغات
بغض سرد
































بغض سرد

كاش در كتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی نه حاشیه ای از یاد رفتنی

زندگی باید كرد

      گاه با یك گل سرخ

           گاه با یك دل تنگ

                گاه باید رویید

                     در پس این باران

                             گاه باید خندید

                                     بر غمی بی پایان
..

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390 ساعت 22:26 توسط شبنم نظرات |

رفت تا دامنش از گرد زمین پاك بماند


 آسمانی تر از آن بود كه در خاك بماند






نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 ساعت 23:37 توسط شبنم نظرات |

به سراغ من اگر می آیی دگر آسوده بیا



چند وقتیست كه فولاد شده چینی نازك تنهایی من

نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 ساعت 23:27 توسط شبنم نظرات |

 یلدا، یعنی یادمان باشد
 
    که زندگی آنقدر کوتاه است

       که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را

                             باید جشن گرفت


نوشته شده در چهارشنبه یکم دی 1389 ساعت 08:51 توسط شبنم نظرات |

بی وفایی کن وفایت می کنند

       باوفاباشی خیانت می کنند

               مهربانی گر چه آیینه ی خوشیست

                      مهربان باشی رهایت می کنند..


نوشته شده در سه شنبه دوم آذر 1389 ساعت 18:58 توسط شبنم نظرات |

باز هم یک شب مهتابی، اما نه یک شب رویایی

باز هم آسمان بارانی، اما باران دلتنگی نه عاشقی

باز هم امروز باز هم فردا، اما اینبار بی هدف تر از گذشته..

انتظار تنها ذکر دقایق بی تو..

و حالا آرزو ذکر دائمی قلب من

التماس ذکر مقدس چشمانم و چشمانم که از خیسی به رودخانه می مانند

و تنها حسرتی مانده از دقایق، ثانیه ها و ساعتهای با تو بودن

دوری را دیده بودم اما فاصله را حس نکرده بودم

فریاد را شنیده بودم اما غم را ندیده بودم..

دلم تنگ است

دلم به اندازه تمام قلبها تنگ و دلگیر است


نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان 1389 ساعت 17:04 توسط شبنم نظرات |

بی قرارم، واسه چشمات ، اون نگاهی که به یه دنیا می ارزه

می خوام از تو بنویسم، اما اسمت که میاد دستم می لرزه

چیکه چیکه آب شدم من، وقتی گفتی نمی خوام با تو بمونم

حالا تنهام، یه پریشون، خیلی وقته که دیگه بی همزبونم

"من هنوز از تو می خونم عاشقونه، جای دستای تو خالی توی خونه"

خواب چشماتو می بینم فردا آفتابیه دنیام

تو میشی تعبیر خوابم میرسم به آرزوهام

میدونم میای دوباره آسمون آفتابی میشه

باز بهار میاد سراغ گلدونای پشت شیشه

چشم به راه تو می مونم اگه میشنوی صدامو

تکیه کن بازم به شونم گوش بده ترانه هامو

یه دریچه مهربونی هدیه کن به خلوت من

"نشو با دلم غریبه سر بزن به غربت من..."


نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389 ساعت 20:09 توسط شبنم نظرات |

کنار هر قطره اشکم

                    هزار خاطره دفنه..


نوشته شده در شنبه ششم شهریور 1389 ساعت 12:54 توسط شبنم نظرات |

گفتی می آیم

می مانم

دیگر نمی روم

و غیر از من هیچکس نیست

نیامدی و من

بر تمامی سادگی ام اشک ریختم..


نوشته شده در شنبه سی ام مرداد 1389 ساعت 13:24 توسط شبنم نظرات |

از او كه رفته نباید رنجشی به دل گرفت، آنكه دوستش داریم همه گونه حقی بر ما دارد

حتی حق آنكه دیگر دوستمان نداشته باشد

نمی توان از او رنجشی به دل گرفت، بلكه باید تنها از خود رنجید كه چرا نباید آنقدر شایسته

محبت باشیم كه او ما را ترك كند و این خود درد كشنده ایست


نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389 ساعت 12:42 توسط شبنم نظرات |

صبر نكن هر چقدر هم دیر شده بهش بگو چقدر عاشقشی

 

چقدر برای تو اهمیت داره چون اگه اون بره دیگه مهم نیست

 

هر چه قدر كه تو فریاد بزنی و بلند گریه كنی اون دیگه صداتو نمیشنوه

 


نوشته شده در شنبه بیست و سوم مرداد 1389 ساعت 19:27 توسط شبنم نظرات |

مرگ با ما تا ابد همراه نیست

 

مرگ جز یه وقفه ی كوتاه نیست

 

مرگ یعنی لغزش پای حیاط

 

مرگ یعنی زندگی در خاطرات

 

دوست دارم منقرض گردد تنم

 

روح باشد دكمه ی پیراهنم

 

عشق اینجا طعم عفیون میدهد

 

بوی صدها استكان خون میدهد

 

عشق ما اندازه یك "آه " بود

 

این قصیده اینقدر كوتاه بود؟

 

من نگاهم سرد و باران خورده شد

 

او تبسم بر لبش پژمرده شد

 

ناگهان لرزید دست كینه ام

 

زخم هق هق، باز شد در سینه ام

 

عین بغض سرد دلگیران شدم

 

                از خداحافظ مگو، ویران شدم..

 


نوشته شده در جمعه بیست و دوم مرداد 1389 ساعت 17:32 توسط شبنم نظرات |

خدا همیشه ساكت است

و من خدا را صدا میزنم

و او سكوت می كند

من می گریم

و خدا سكوت می كند

من فریاد می زنم خدا!!

و باز هم سكوت می كند

زمان می گذرد و او همچنان ساكت است


نوشته شده در جمعه بیست و دوم مرداد 1389 ساعت 14:48 توسط شبنم نظرات |

هیچ چیز ویرانگتر از این نیست كه متوجه شویم

 

كسی كه به آن اعتماد داشتیم عمری فریبمان داده


نوشته شده در جمعه بیست و دوم مرداد 1389 ساعت 13:19 توسط شبنم نظرات |

تو خیال كردی بری دنیا تمومه واسه من

خنده از لب میره شادی حرومه واسه من


نوشته شده در جمعه بیست و دوم مرداد 1389 ساعت 13:13 توسط شبنم نظرات |


Design By : Pichak